پیام آیت‌الله جوادی آملی به همایش ملی آیین‌های عاشورایی

     

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی ، مفسر قرآن و از مراجع تقلید ، در پیامی به همایش ملی آیین‌های عاشورایی که در واحد یادگار امام خمینی (ره) شهرری برگزار شد، تاکید کرد:‌ «اگر جامعه بخواهد انسانی بشود، اگر جامعه بخواهد عرشی بشود، با پیام فرشی با پیام نازل با شعر و تعزیه و هنر نازل چنین کاری شدنی نیست. »

متن این پیام ویدویی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدم شما بزرگواران و فرهیختگان و سوگواران سالار شهیدان را گرامی می داریم. از برگزار کنندگان این همایش وزین، حق شناسی می کنیم. از همه فرهیختگانی که با ایراد مقال و ایراد مقالت بر وزن علمی این همایش افزودند، سپاسگزاری می کنیم و از ذات اقدس الهی مسئلت می‌کنیم که سعی همه شما بزرگواران را مشمول قرار بدهد. هیئت‌های گرانبهای عاشورایی گرچه ارجشان نزد خدا محفوظ است ولی چون ارتباط عمیقی با عاشورای سالار شهیدان داشته و دارید می توانید بیش از دیگران و پیش از دیگران نهضت سالار شهیدان امام حسین (ع) را به صورتی که از علم آمد و از گوش به آغوش با اقسام هنر متجلی کنید.

هنرنمایی حسین ابن علی ابن ابی طالب یک هنر عقلی و آسمانی بود که توانست عرش را به فرش بیاورد. هنری می تواند متعالی باشد و جامعه را به انسانیت سوق بدهد که متنزل باشد نه نازل. از شعر نازل از هنر نازل از تعزیه نازل از تماشای نازل، کار افقی ساخته است نه کار عمودی. اگر جامعه بخواهد انسانی بشود اگر جامعه بخواهد عرشی بشود با پیام فرشی با پیام نازل با شعر و تعزیه و هنر نازل چنین کاری شدنی نیست. فرق بین هنر نازل و هنر متنزل آن است که هنر نازل از زمین نشأت گرفته و خودش زمینگیر است و مخاطبش را در زمین سیر افقی می دهد. هنر متنزل چون از سنخ تجلی است نه تجافی از معقول شروع می شود به متخیر و بعد به حس می رسد مخاطب خودش را از حس به خیال می برد و از خیال به عقل می نشاند او را به عقلانیت می رساند. عقلی که به تعبیر کلینی رضوانه تعالی علیه قطب فرهنگی جامعه بشری است به آنجا می رساند.

در روایات ما آمده است که قلب مومن عرش خداست این قلب وقتی عرش خدا می شود که در جهاد اکبر نه در جهاد اوسط در جهاد اکبر بر عقل پیروز شود. ما یک جهاد اوسط داریم و یک جهاد اکبر داریم در قبال جهاد اصغر. جهاد اصغر جنگ برون مرزی با دشمن خاکی است که سلاحش آهن است و نمونه اش جهاد دفاع مقدس هشت ساله است. جنگ اوسط سلاحش آه است که با ابزار بکاء نه آهن. در جنگ اوسط طرفین جنگ یکی نفس است و یکی عقل. یکی هوس و هواست و یکی تقوا. انسان در جهاد اوسط موفق می شود یا عابد بشود یا زاهد بشود ولی خدا بشود در این دو محدوده. جهاد اکبر که بالاتر از جهاد اوسط است جنگ بین قلب است و عقل. عقل می خواهد حکیمانه بفهمد و قلب می خواهد عارفانه ببیند کوشش عقل در فلسفه و کلام این است که مفهومی را از ذهنی به ذهنی منتقل کند.

جوشش قلب در بخش عرفان این است از عمل که وجود خارجی است به مشهود عینی عالمان دین و فرشته ها برسد. در جهاد اکبر اگر قلب پیروز شد می شود عرش الرحمان و قلب المومن. آنهایی که در جهاد اکبر یعنی بین قلب و عقل پیروز شدند و عرش قلبی آنها پایگاه علوم و معارف الهی شد هر مطلبی که خدای سبحان بر قلب آنها القاء‌ کرد می شود حکمه العرشیه گرچه بعدها هر مطلب عمیق و عریقی را می گویند مطلب عرشی ولی زادگاه این اصطلاح آنجایی است که بر قلب خود عارف مطلبی افاضه شود. چون قلب مومن عرش الرحمان است آن مطلب عرشی خواهد بود. اگر از عرش رحمان مطلبی تنزل بکند بر عرش عقل برسد و از عقل به خیال و وهم برسد و از خیال و وهم به حس برسد آن است که می توان به تعبیر جناب سنایی گفت:«از علم به عین آمد و از گوش به آغوش» این حرف راه دارد.

جریان حسین ابن علی این طور بود او آنچه را که با قلب خود یافت که عرش الرحمان بود آن را در قالب علوم عقلی و معارف عقلی خطابه ها و خطبه ها و نامه ها و گفتمان و اینها بیان کرد و از مرحله عقل به مرحله خیال آورد که در شب عاشورا برای یک عده ای بهشت را مجسم کرد و به اینها نشان داد این معقول را متخیر کردن است و وجود مثالی دادن است از عالم مثال به عالم طبیعت آورد که خود و شهدای او و فرزندان و یاران او اربا اربا شدند و نشان دادند که در این جهاد باید فانی شد و بدن را فانی کردند بعد از آنکه عقل را به فنای قلب رساندند و در بارگاه قلب عقل را تضحیه کردند از عقل رها شدند قلبی فکر کردند آنجا که عرش الرحمان است. شعرای ما که شعرهایی سرودند برخی شعرشان نازل است حداکثر اثرگذاریشان سیر افقی است از خیال به خیال از حس به حس، از مدار حسی به مدار حسی دیگر از مدار وهمی به مدار وهمی دیگر و مانند آن.

ولی شعری که متنزل باشد از غرب به عقل آمده باشد، از عقل به وهم و خیال آمده باشد، از وهم و خیال به گوش رسیده باشد، می تواند مستمع و مخاطب خود را به وهم و خیال برساند اولا و دست آن ها را بگیرد و به عقلانیت برساند ثانیا و از آنجا به حوزه عقل برساند ثالثا. این راه باز است.

حسین ابن علی این کار را کرد یعنی شما وقتی تابلوی عاشورا را می بینید می فهمید از عقل شروع شده است بعد به عقل رسیده است. وجود مبارک مرگ را تفسیر کرده یک، و آن را زیور معرفی کرد دو، و گفت این مرگ که تفسیر شد زیور شد و تفسیر هم هست پله هایی هایی است که شما که شهیدان کوی حقید روی پله های مرگ پا می گذارید و بستر قرار می دید و از روی مرگ عبور می کنید، مرگ پوسیدن نیست از پوست به در آمدن است یک، مرگ نابودی نسیت و از بین رفتن نیست مرگ پل هست و لاغیر.

در اثنای روز عاشورا «که اقبرته سهام که انه القطر» ، مانند قطرات باران تیر از هر جهت می آمد وجود مبارک حسین بن علی یاران خود را با این جمله دلگرم می کرد دستور صبر و بردباری به آن ها می داد و می فرمود: «صبرا بن الاکرام من الموت الی قنطره تقبر بکم» فرمود: دوستان من یاران فرزندان با کرامت این فرزندان با کرامت ما را به یک کنگره دیگر دعوت می کند در این مملکت آنچه که ما دیدیم و شنیدیم تاسیس و تشکیل همایش های مشترک بین انسان و دام است که جواب استفتا را آزمایشگاه موش می گیرد این کار کار علمی است کار خوبی است اثر بهداشتی و پزشکی دارد و حق شناسی هم باید کرد و یک کار علمی است. اما انسان و همه انسان و حقیقت انسان در همایش مشترک بین انسان و دام خلاصه نمی شود همه فتواها را آزمایش موش جواب نمی دهد بخش مهمی را که کربلا به عهده ما دارد تشکیل همایش، جشنواره، کنگره و مانند آن برای تبیین مشترکات بین انسان و فرشته است که ما با فرشته ها در بسیاری از بهارات وحیانی شریکیم.

اگر بنی آدم آمده است درباره فرشتگان «به ایدی سفرا کراما برر» و اگر فرشتگان کسانی هستند که فراشی طالبان علوم دینی را خواه در حوزه خواه در دانشگاه به عهده دارند لااجتنا مسنا به ثلاث بربایند که این فراشی پیام بلندی دارد و آن این است که به طالبان حوزوی و دانشگاهیان و دانشجویان دانشگاهی همین فرشته هایی که فراشی را به عهده دارند، به ما می گویند ما بال و پر را زیر پای شما پهن کردیم برای چند نکته یکی اینکه شما هم مثل ما پر دارید از پرتون حمایت کنید یک پرواز کنید و از پرتون بهره بگیرید اهل پرواز باشید و سوم که اساسی ترین کار است این است که فرشتگان می گویند ما با این بال و پر ازجهت پرواز می کنیم نه در جهت.

اون مرغ خاکی است که به طمع طعمه به تالاب شرق یا غرب پر می کشد از غرب به شرق از شرق به غرب از جنوب به شمال از غرب به شرق و به استوا و مانند آن پر می کشد، اون به طمع طعمه در جهت حرکت می کند ما از طمع طعمه منزهیم از جهت بیرونیم از 6 جهت خارج می شویم این مشترک بین انسان و فرشته است که از جهت خارج می شود به پرواز در می آید این کار جعفر طیار هاست و از جعفر طرار بر نمی آید.

حسین بی علی در روز عاشورا فرمودند: صبرا بن الاکرام شما فرزندان کرامتید مانند فرشته ها که کریمند.

من موت الی قنطره تعبر بکم؛ مرگ امر عدمی نیست یک امر وجودی است. مرگ پوسیدنی نیست از پوست به در آمدن است. مرگ ابزار خوبی است یک مسیر خوبی است نردبان است که با این نردبان از جایی به جای دیگر حرکت می کنید. تمام برکات آن طرف آب است که فرمود من موت الی قنطره تعبر بکم. این قلب را بر عقل مسلط کردن و از رهگذر خیال و وهم حس را یاری دادن و دست حس را گرفتن و پا به پا بردن به خیال و وهم رساندن و در پای قلب ذبح کردن و قربانی کردن این کار عاشورای حسین ابن علی است اگر نصر است باید متنظر باشد و اگر نظم است باید متنزل باشد و اگر نمایش و تعزیه است باید متنزل باشد تا هیئت عاشورایی پیوند عمیق قلبی و عرشی خود را با سالار شهیدان حسین ابن علی بیش از گذشته تحکیم کند و آن هنر که بتواند عرش را با فرش بیاورد یک، فرشیان را روی عرش بنشاند دو، دست اینها را بگیرد و از این مسیر بالا ببرد سه، این کار هیئت های هنرورز و هنرپیشه هنر توشه عزاداران حسینی است. آن هنرپیشه ایی موفق است که هنر توشه باشد آن هنری اثر دارد که متنزل باشد و نه نازل. آن نمایشی قدرتمند است که از قلب به عقل و از عقل به وهم و خیال و از آنجا به عالم حس بیاید تا دست مخاطبان را بگیرد ان علیه یسعد کلمه الطیب و العمل و الصالح را به تعبیر جناب سنایی از علم به عین آید و از عین به آغوش. امیدواریم کار حسین ابن علی ابن ابی طالب که کار عرشی بود و فرشیان را به عرشیان برد انشالله به دست شما بزرگواران و هنرمندان هنرپیشه هنر توشه محقق کند. 

پیوندهای سایت